آرایه های ادبی فارسی متوسطه اول

توضیح نکته به نکته آرایه های ادبی به همراه مثال

آموزش کامل آرایه های ادبی فارسی متوسطه اول در کلاس درس

آرایه های ادبی فارسی متوسطه اول

با سلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم کلاس درس

در تهیه و گردآوری مطلب زیر سعی شده تمامی آرایه های ادبی به کار رفته در کتاب های هفتم، هشتم و نهم متوسطه اول با ذکر مثال های کاربری از کتاب فارسی که مورد استفاده دانش آموزان عزیز بوده را از منابع مختلف و قابل اعتماد جمع آوری و در اختیار شما قرار دهیم.

کاستی ها و ایرادهای ان را به بزرگواری خود می بخشید و ما را در این امر یاری کنید.

مدیریت پایگاه اینترنتی کلاس درس

آرایه های ادبی دوره اول متوسطه در یک نگاه کلی

1 . تشخیص (جان بخشی به اشیا – انسان نمایی)

نسبت دادن اعمال و رفتار انسانی به غیر انسان را گویند.

مثال : برق از شوق که می خندد بیدن سان قاه قاه (عمل خندیدن که رفتاری انسانی است به برق نسبت داده شده است.

مثال : شبنم از روی برگ گل برخاست / گفت : می خواهم آفتاب شوم (بلند شدن و حرف زدن شبنم )

مثال : سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور (سرزنش کردن خار مغیلان)

 

2 . واج آرایی (نغمه ی حروف)

هر گاه یک حرف یا حرکت چندین بار در نوشته ای بیاید (تکرار یک واج صامت یا مصوت)

مثال : آفرینش همه تنبیه خداوند دل است / دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار (واج آرایی د)

مثال : کشور ما همواره سرزمین سپند فرّ و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی بوده است (واج آرایی ف)

 

3 . تضاد (طباق)

هر گاه دو کلمه از نظر معنی مخالف و ضد هم باشند.

مثال : آنچه در برّ و بحر است از انواع حیوانات (برّ و بحر تضاد دارند)

مثال : از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام ده ( ظلمت و نور تضاد دارند)

مثال : عزت از خواری نشناخته ای / عمر در خارکشی باخته ای (عزت و خوارد تضاد دارند)

 

4 . مراعات نظیر (شبکه معنایی، تناسب)

هر گاه دو یا چند کلمه در بیت یا نوشته ای بیایند و نسبتی با هم داشته باشند این نسبت می تواند از نظر جنس، مکان، زمان و … باشد.

مثال : با چشم ادب نگر پدر را / از گفته او مپیچ سر را (سر – چشم مراعات نظیر *** چشم – نگر مراعات نظیر)

مثال : کای فلان چاشت بده یا شامم / نان و آبی که خورم و آشامم (چاشت – شام – نان – آب مراعات نظیر)

مثال : نیت من در نماز و در دعا / ترس بود و وحشت از خشم خدا (ترس – وحشت – خشم مراعات نظیر)

 

5 . تشبیه

مانند کردن چیزی به یک چیز دیگر. هر تشبیه دارای چهار رکن است.

  • مشبه : کلمه ای که قصد تشبیه کردن آن را داریم.
  • مشبه به : همان چیزی که مشبه به آن تشبیه می شود.
  • ادات تشبیه : کلمه ای که مشبه و مشبه به را به هم می پیوندد. (همچون، چون، مانند، مثل، بسان و …)
  • وجه شبه : ویژگی یا ویژگی های مشترک بین مشبه و مشبه به.

مثال : مادر مانند آب، پاک و زلال است.

مادر :  مشبه  /  مانند : ادات تشبیه  /  آب : مشبه به  /  پاک و زلال : وجه شبه.

 

6 . اضافه ی تشبیهی

گونه ای از تشبیه است. این نوع تشبیه در واقع به شکل یک ترکیب اضافی می آید.

( _____ + _____، _____ + _____) در اضافه ی تشبیهی فقط مشبه و مشبه به می آید و معمولا جای آن در ترکیب اضافی عوض می شود. یعنی ابتدا مشبه به و سپس مشبه می آید. برای یافتن مشبه به باید به این نکته توجه کرد که معمولا مشبه به یک چیز دیدنی و ملموس است.

مثال : دفترِ عشق ( عشق به دفتر تشبیه شده است.)

مثال : ای هدهد صبا به سبا می فرستمت. (هدهد صبا : اضافه تشبیهی. صبا : مشبه – هدهد : مشبه به)

کزو گرم است بازارِ محبت ( بازار : مشبه به / محبت : مشبه)

گاهی اول مشبه و سپس مشبه به می آید. مانند : قدِ سرو که در آن قد مشبه و سرو مشبه به است.

 

7 . کنایه

در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و هر گاه عبارتی در دو معنای دور و نزدیک به ذهن به کار رود و مقصود ما معنای دور باشد به آن کنایه می گوییم. بسیاری از ضرب المثل ها به نوعی کنایه هستند.

مثال : یکی را به سر بر نهد تاج و تخت / یکی را به خاک اند آرد ز تخت

  • تاج بر سر نهادن

معنای نزدیک : تاج را روی سر قرار دادن

معنای دور : گرامی و بزرگ داشتن

  • یکی را به خاک اندر آرد ز تخت

معنای نزدیک : یکی را از تخت بر روی خاک انداختن

معنای دور : کوچک و پست شمردن

 

8 . مبالغه (اغراق، بزرگ نمایی)

اگر هنگام توصیف کسی یا چیزی زیاده روی کنیم و آن را بسیار بزرگ تر از آنچه هست بیان کنیم به آن اغراق یا مبالغه می گوییم. مبالغه یعنی بزرگ نمایی)

مثال : شود کوه آهن چو دریای آب / اگر بشنود نام افراسیاب (اغراق در توصیف افراسیاب)

مثال : خون میان سنگر آزادگان جوشید (جوشیدن خون – کنایه از خشمگین شدن و بزرگ نمایی و اغراق)

مثال : یک روز از آسمان آتش بارید (باریدن آتش – مبالغه یا بزرگ نمایی)

 

9 . سجع

در لغت به معنی آواز کبوتر است و در اصطلاح ادبی به واژه های پایانی دو یا چند جمله می گویند که در حرف و حرکت آخر مشترک باشند. سجع مانند قافیه در شعر است و به نثری که در آن سجع به کار رفته باشد نثر مسجع می گویند.

مثال : فرزندان در پرتو گرم و گوارای مادر، جان می گیرند و می پرورند و می بالند. (می گیرند، می پرورند و می بالند – سجع)

مثال : آنچه را نپاید، دلبستگی نشاید. (نپاید و نشاید – سجع)

مثال : حکیمی گفته است : افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند (نمی داند و نمی تواند – سجع)

 

10 . تلمیح

در لغت به معنای با گوشه ی چشم اشاره کردن است و در اصطلاح ادبی آن است که در میانه ی سخنی به آیه، حدیث، داستان، واقعه یا مَثَل و شعری معروف اشاره کنیم.

مثال : گلستان کند آتشی بر خلیل (اشاره به داستان حضرت ابراهیم)

مثال : گروهی به آتش بَرَد ز آب نیل (اشاره به داستان حضرت موسی)

مثال : ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نرم جز به همان ره که توام راهنمایی (مصرع اول اشاره به آیه ی : الحمدالله رب العالمین  –  مصرع دوم اشاره به آیه ی : اهدنا الصراط المستقیم)

 

11 . جناس

آوردن دو یا چند کلمه است که دقیقاً با تقریباً در نوشتار به یک صورت باشد اما معانی آن ها متفاوت باشد. جناس بر دو نوع است:

  • جناس تام : اگر دو کلمه دقیقاً مثل هم باشند ولی معنایشان با هم فرق کند حناس تام می گویند.

مثال : در پیله تا به کی بر خویشتن تنی / در بسته تا به کی در محبس تنی (تنی با تنی جناس تام دارند. در مصرع اول به معنای می بافی و در مصرع دوم به معنای جسم خود می باشد.)

مثال : بهرام که گور می گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت (گور با گور جناس تام دارند. گور اول به معنای گورخر و گور دوم به معنای قبر می باشد.)

  • جناس ناقص که خود بر سه نوع است:

1 . جناس ناقص حرکتی

اگر دو کلمه فقط در موت کوتاه (  َ  ِ  ُ ) با هم فرق کنند.

مثال : مِلک و مُلک) __ (گُل و گِل) __ (دَر و دُر)

2 . جناس ناقص اختلافی

اگر دو کلمه فقط در یک حرف با هم فرق داشته باشند.

مثال : بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار / خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار (نهار و بهار جناس ناقص اختلافی دارند.)

مثال : او خدو انداخت بر روی علی / افتخار هر نبی و هر ولی (علی و ولی جناس ناقص اختلافی دارند.)

3 . جناس ناقص افزایشی

اگر یکی از دو کلمه فقط یک حرف از دیگری بیشتر داشته باشد.

مثال  : خبرت هست که مرغان سحر می گویند / آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار (سَحَر و سَر)

مثال : حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار / تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور (تار ، تا) __ (در ، درس)

 

12 . تضمین

آوردن مصراع یا بیتی از شاعر دیگر در شعر خود یا آوردن آیه یا حدیثی در میان سخن و کلام خود را گویند. (در تلمیح شاعر اشاره به حدیث یا آیه می کند ولی در تضمین عین آیه یا حدیث یا شعر ذکر می شود.)

مثال : 

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد  /  که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است  /  که جان دارد و جان شیرین خوش است

بیت دوم را سعدی در میان شعر خود، از فردوسی ذکر کرده است.

 

13 . تکرار

اگر دو یا چند واژه را که از نظر ظاهر و معنی کاملا یکسان است در شعر یا نوشته به کار ببریم به آن تکرار گویند.

مثال : تا توانی می گریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد (یار بد دوبار امده است و تکرار است)

مثال : همی دانه و خوشه خروار شد / ز آغاز هر خوشه خروار نیست (خوشه و خروار : تکرار)

 

14 . مجاز

به کار بردن واژه در معنای غیرحقیقی به شرط آنکه میان معنای حقیقی و غیرحقیقی پیوند و ارتباطی باشد.

مثال : ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور (دل مجاز از شاعر یا هر انسان دیگر و سر مجاز از فکر و خیال)

مثال : خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی (سنگ و چوب مجاز از بت ها)

مثال : نان آبی خورم و آشامم ( نان و آب : مجاز از غذا)

مثال : آل احمد همه عطشان از بزرگ و کوچک / نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه (بزرگ و کوچک: مجاز از همه اهل بیت امام حسین (ع)