معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم
معنی کامل شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم
متن شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم با معنی کامل در کلاس درس
همهٔ جهان را پرتوی از نور بیپایان خداوند بدان، آنقدر خداوند در آن آشکار است که انسان متوجه حضور او نمیشود.
آرایه: تضاد: پیدا ≠ پنهان
بیت دو جمله دارد:
۱ جهان جمله فروغ روی حق دان.
۲ حق اندر وی ز پیدایی پنهان است.
صبح یک روز (اول) بهاری بود، روزی از اولین روزهای سال، بچهها در کلاس (_ِ جنگل سبز (یا) بچههای کلاسِ جنگلِ سبز) دور یکدیگر جمع شده و خوشحال بودند.
قافیه: سال - خوشحال / ردیف: ندارد / قالب: چهارپاره
آرایه: تشبیه: کلاس جنگل سبز (اضافهٔ تشبیهی)؛ جنگل سبز به کلاس تشبیه شده است.
بچهها مشغول صحبتکردن با یکدیگر بودند، باز هم در کلاس همهمه برپا شده بود. هر یک از بچهها برگ کوچکی در دست داشت، گویا باز هم زنگ انشا شده بود.
قافیه: غوغا - انشا / ردیف: بود / آرایه: کنایه: گرم گفتوگو بودن کنایه از مشغول صحبت بودن
همینکه معلّم وارد کلاس شد، با چهرهای خندان گفت، دوباره موضوع جدیدی (برای انشا) داریم. موضوع تازه اینکه برای آیندهتان چه آرزویی دارید.
قافیه: خنده - آینده / ردیف: ندارد / آرایه: کنایه: ز گرد راه رسیدن کنایه از تازه از راه رسیدن
شبنم از روی برگ گل بلند شد، گفت: آرزو دارم که (مانند) آفتاب بشوم. کمکم به آسمان بروم (بخار شوم)، به ابر تبدیل شوم و دوباره تبدیل به آب شوم.
قافیه: آفتاب - آب / ردیف: شوم
آرایه: تشخیص یا جانبخشی: صحبتکردن شبنم / مراعاتنظیر یا تناسب: شبنم، برگ گل، آسمان، ابر، آفتاب
دانه بر روی زمین غلتید و رفت تا انشای کوچکش را بخواند. گفت: دوست دارم باغ بزرگی بشوم، و همیشه سرسبز و باطراوت باشم.
قافیه: خواند - ماند / ردیف: ندارد
آرایه: تشخیص یا جانبخشی: انشاخواندن و صحبتکردن دانه / مراعاتنظیر یا تناسب: دانه، باغ، سبز
غنچه گفت: اگرچه غمگین هستم، اما روزی مثل یک لبخند زیبا (شکوفا) خواهم شد (اشاره به شکفتن خود میکند) و با نسیم بهار و بلبلان خوشصدای باغ، مشغول صحبت و درددل خواهم شد.
قافیه: باز - نیاز / ردیف: خواهم شد
آرایه: تشخیص: صحبتکردن و راز و نیاز غنچه / مراعاتنظیر یا تناسب: بهار، بلبل، غنچه ... / کنایه: «دلتنگم» کنایه از غمگینم؛ «گرم راز و نیاز خواهم شد» کنایه از مشغول راز و نیاز شدن / تشبیه: مثل لبخند باز خواهم شد: من (غنچه) مشبّه؛ لبخند مشبّهبه؛ مثل ادات تشبیه؛ بازشدن وجهشبه
جوجهگنجشک گفت: آرزو میکنم، روزی از سنگزدن بچهها آسوده بشوم. آزادانه روی هر شاخهای جیکجیک کنم، و آزادانه در (دل / میان) آسمان پرواز کنم.
قافیه: بچهها - رها / ردیف: باشم
آرایه: تشخیص یا جانبخشی: صحبتکردن و آرزوهای جوجهگنجشک / مراعاتنظیر یا تناسب: گنجشک، سنگ، بچهها ...
جوجهٔ کوچک پرستو گفت، آرزو میکنم تا با باد همسفر شوم. تا دوردستترین نقاط سفر کنم، و باز پیامآور بهار شوم.
قافیه: رهسپار - بهار / ردیف: شوم
آرایه: تشخیص یا جانبخشی: صحبتکردن و آرزوهای جوجهپرستو / مراعاتنظیر یا تناسب: پرستو، کوچ، پیغمبر، بهار ...
نکتهٔ دستوری: «کاش» شبهجمله است و بنابراین یک جمله محسوب میشود.
جوجه کبوترها گفتند، ای کاش میشد کنار یکدیگر باشیم. توی منارههای گنبد حرم، روزها و شبها به زیارت مشغول شویم.
قافیه: هم - حرم / ردیف: باشیم
آرایه: تشخیص: صحبتکردن کبوتران / مراعاتنظیر یا تناسب: گلدسته، زائر، حرم ... / تضاد: روز ≠ شب
نکتهٔ دستوری: «کاش» شبهجمله است و بنابراین یک جمله محسوب میشود.
همینکه زنجره زنگ تفریح را به صدا درآورد، دوباره در کلاس غوغا و هیاهویی به پا شد. هر کدام از بچهها به سویی رفتند، باز هم معلم تنها شد.
قافیه: غوغا - تنها / ردیف: شد
آرایه: تشخیص: زنگ تفریح زدن زنجره
معلّم آهسته و زیر لب چنین زمزمه میکرد، چقدر آرزوهای زیبایی دارید. ای کاش روزی به خواستههایتان برسید، ای بچهها! آرزوی من همین است.
قافیه: رنگین - این / ردیف: است
آرایه: کنایه: «زیر لب گفتن» کنایه از زمزمه کردن
نکتهٔ دستوری: بیت آخر چهار جمله دارد:
۱) کاش (شبهجمله)
۲) روزی به کام خود برسید
۳) بچهها! (منادا و شبهجمله)
۴) آرزوی من این است.
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.